فکر میکنم به آن روزها ، که تنها فعالیت من وبلاگم بود و بس ...
هر روز بعد از مدرسه ، با شوق سری میزدم به وبلاگ تا نظاره گر فعالیت ها و کامنت ها باشم ...
چه روز هایی بود ... پر از پیام و نظر ... پر از پست هایی که می گذاشتم . از شوق و علاقه به یک وب بسنده نکردم و دومی را هم تاسیس کردم ...
حال نظاره گر هستم آن روزها را پس از سه سال ... سه سالی که پر از ماجرا و اتفاق گذشت ...
یک روز آمدم و پشت گذاشتم رفقا راهی کربلای اربابم ... پیام های زیادی دریافت کردم ....
یک روز حال خوشی نداشتم و پستی غمگین گذاشتم با رمز ...
یک وب بود که آن را میخواندم و آقایی شرح زندگانی اش پس از جدایی از همسر را به اشتراک می گذاشت
دوستان زیادی در اینجا پیدا کرده بودم .. دخترانی هم صنف و عقیده خودم ...
سه سال گذشته و من جز یکی از بقیه خبر چندانی ندارم
اگر من را یادتان می آید ، در کامنت به من بگویید ..
برچسب:
نویسنده: آوا شریعتی