خرید بک لینک

نوری سر تا سر زمین را فرا می گیرد و از عرش صدای شادی و هلهله سرمستانه می آید . آری ! ...

میلاد سرور جوانان بهشت آمد و جهان به یکباره غرق نور شد .

صدای مَلَکی می آید ، می گویند آزاد شده حسین است . آقا جان ! می شود ما را هم بخری و چون

فطرس آزاده کنی ؟

او آمده بود تا وفا و ادب را شرمسار خویش کند ، آمده بود تا فرات را تشنه لب های خود کند . سلام بر

عشق . سلام بر وفا . سلام بر حضرت ابوالفضل العباس ...

نیمه شب ها ، عبادت های او را هنوز به خاطر دارند ، و نوای دعاهای او هنوز در مدینه می پیچد ، زمین

هنوز سجده های طولانی او را به یاد دارد ، و او مانده بود تا کربلا را روایت کند ، تا ادامه دهنده ظهر

عاشورا باشد .

برچسب: نویسنده: آوا شریعتی تاريخ: شنبه 14 ارديبهشت 1398 ساعت: 1:34

صفحه بندی